مهستی گنجوی از شاعران زن متقدم تاریخ ادبیات فارسی و همدوره با غزنویان بوده است. همسر وی را امیراحمد پسر خطیب گنجه و سال وفات وی را ۵۷۶ یا ۵۷۷ هجری قمری نوشته‌اند.زادگاه مهستی شهر گنجه بوده‌است و همدوره با غزنویان بود.  در چهار سالگی پدرش او را به مکتبخانه فرستاد و چون استعدادی سرشار داشت در ده‌سالگی با ادب زن دانشمند بیرون آمد. او چنگ و عود و تار را به زیبایی می‌نواخت. شهرت او بیشتر به خاطر رباعیاتش است. وی در سروده‌هایش زنی فتنه‌گر و زیبا بوده‌است که عشاق فراوانی داشته، از جمله امیر احمد تاج الدین بن خطیبکه فرزند خطیب گنجه بوده و عاقبت به عقد او در می‌آید. این خطیبمانند همسرش طبع شعر داشته و رباعیاتی نیز از او باقی مانده‌است. از زندگی مهستی آگاهی چندانی در دست نیست، و آنچه هست اقوال تذکره نویسان چون  دولتشاه سمرقندی، امین احمد رازی و آذر بیگدلی است که همه نقل از یکدیگر، و آمیخته به افسانه‌نگاری و داستان‌های ساختگی است. دیوان اشعار او نیز به جا نمانده و رباعی‌هایی به نام او در نزهةالمجالس (تألیف در قرن هفتم)، مونس‌الاحرار (تألیف در قرن هشتم) و مجموعه‌ها و تذکره‌ها به دست آمده‌است.

از رباعیات او :

ما را به دم پیری نگه نتوان داشت             در حجرهٔ دلگیر نگه نتوان داشت

آن را که سر زلف چو زنجیر بود                 در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت


دریای سرشک دیدهٔ پر نم ماست             وان بار که کوه برنتابد غم ماست 

در حسرت همدمی بشد عمر عزیز            ما در غم همدمیم و غم همدم ماست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 17:7  توسط احسان الدین رضانیا  |