اسم: کلمه ای است که برای نامیدن انسان، حیوان، گیاه ، چیزی و یا برای نامیدن کاری (مصدر) به کار می رود.

مثال: محمّد، مرد، اسب ، سیب، کتاب، خواندن، دیدن (مصدر، خودش از نوع اسم است.)

اقسام اسم:

  1. مفرد و جمع
  2. اسم جمع
  3. عام و خاص
  4. ذات و معنی
  5. معرفه و نکره
  6. مصدر و حاصل مصدر
  7. آلت
  8. مصغر
  9. جامد و مشتق
  10. صوت
  11. بسیط و مرکب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 10:37  توسط احسان الدین رضانیا  | 
صفت کلمه ای است که اسم یا جانشین اسم یا گروه اسمیِ همراه خود را توصیف می کند و یکی از وابسته های اسم به شمار می رود.  یا: واژه یا گروهی از واژه هاست که دربارۀ اسم توضیحیمی دهد و یکی از خصوصیات اسم را بیان می کند. 
صفت از حیث مفهوم 6 نوع است :
1- صفت بیانی 

2 - صفت اشاره ای 

3- صفت شمارشی 

4 -  صفت پرسشی

5 -  صفت تعجبی

6 -  صفت مبهم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۵ساعت 9:34  توسط احسان الدین رضانیا  | 
مروری بردانسته های قبلی

نکته1:می دانیم که جمله به دو بخش نهاد و گزاره تقسیم می شود.

نقش «گروه اسمی» در گزاره ها:

1-مفعولی:مانند«مطالب کتاب»درجملۀ:

 «دانش اموزان مطالب کتاب رایاد می گیرند»

2-مسندی: مانند «سرد»در جملۀ:  «هوا سردشد»

3-متممی:مانند «دشمن» درجملۀ: «دلاوران ما با دشمن جنگیدند»

متمم و نشانۀ آن

مرور:درسال اول دبیرستان چنین خواندیم،نشانۀ(نقش نمای)متمِّم حرف اضافه است.

به نمونه های زیر توجه کنید:

1-وحید با دستۀ گل می آید.

2-وحید به دستۀ گل می ماند.

توضیح:

«دستۀ گل»در هر دو جمله متمّم است ،چون با نشانۀ (نقش نمای)حرف اضافه آمده است،با این فعل به آن نیاز تفاوت که اگز در جمله ی(1)«دستۀ گل»را حذف کنیم به ساخت و معنای جمله آسیبنمی رسد.

نتیجه:فعل به آن نیاز ندارد.حال آنکه جملۀ (ب)«دستۀ گل»را نمی توان حذف کرد.(فعل به آن نیاز دارد) 

متمّم قیدی

تعریف:متمّم های قابل حذف را «متمّم قیدی»می گویند که خود قید محسوب می شود.

همانند قید می تواند در هر جمله ای یک یا چند متمّم قیدی را به کار برد.

خلاف این متمّم قیدی:متمّمی که فعل نیازداشته باشد،متمّم فعل نامیده می شود.

اجزای اصلی گزاره به حساب می آیدو هر گزاره یا جمله تنها می تواند یک متمّم فعل داشته باشد.

نکته::برخی از اسم ها نیز ممکن است به متمّم نیاز داشته باشند.که وجود آن هاضروری است،فعل به آن نیاز ندارد.لذا جزء جداگانه به حساب نمی آید. مانند:: مهارت او در خواندن،ستودنی است.

گروه اسمی

نمونه فعل هایی برای تشکیل گزاره که به دوگروه اسمی نیاز دارند.

«یاد داد،می دانست،می گفتند،پوشانید»

سوال::نقش گروه های اسمی چیست؟

نقش گروه های اسمی ممکن است.

1-مفعول +متمّم 

2-مفعول +مسند

3-متمّم+مسند

4-مفعول+مفعول

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۵ساعت 9:7  توسط احسان الدین رضانیا  | 
مصدر

به جمله زیر توجه کنید :

علی نامه می نویسد  .  

نام کاری که انجام می دهد : نوشتن

مادر غذا می پزد.

نام کاری که انجام می دهد : پختن

سارا به مدرسه می رود .

نام کار : رفتن 

به کلماتی مثل:

رفتن ، نوشتن ، پختن ،‌ شنیدن و ........

‌که انجام کاری را  بدون در نظر گرفتن شخص و زمان می رسانند  ٰ‌مصدر می گویند .

بن ماضی 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم بهمن ۱۳۹۵ساعت 12:39  توسط احسان الدین رضانیا  |